جشن حکومت زنان افوس

آمادگی برای جشن

شخصی مأمور می شود که چند روز عصر در ده جار بزند و مردم را مژدگانی از چنین روزی دهد. با اعلان و تعیین روز جشن شور و شوق عجیبی در مردم پدیدار میگردد. همه با میل و علاقه آماده برگزاری جشن میشوند. از بستگانشان در دهات مجاور و شهرها دعوت میکنند تا در روز جشن به افوس بیایند. در این جشن زنان وظایفی خاص و مردان مراسمی مخصوص بخود دارند که باید دور و جدا از هم این مراسم را در روز جشن انجام دهند. هرچه روز جشن نزدیکتر میشود اشتیاق مردم و کوشش آنها در تدارک جشن بیشتر میگردد. در این تدارک همگان شرکت میکنند و هر کمکی که از آنان خواسته شود انجام میدهند. میدان بزرگ ده چراغانی میشود دیوار و کیف میدان با قالی مفروش میگردد. کرسیها و تخت و بارگاه برپا میشود و روی تخت به زیباترین وجه تزئین می گردد.

در روز جشن نباید هیچ مردی در ده باشد، بنابراین عصر روز قبل از جشن عده ای از مردان وسائل خواب و خوراک خود را برداشته راهی سرچشمه میشوند. بقیه مردان و پسران باید صبح روز جشناز ده خارج شوند و هیچ مردی را حق آن نیست که روز جشن در ده بماند. در این روز اداره ده بدست زنان می افتد و زنان حاکم مطلق اند .

بازدید از جشن جکومت زنان افوسبازدید از جشن جکومت زنان افوس

آغاز جشن

در صبح روز جشن زنان بهترین لباس خود را می پوشند و دسته رامشگران زن درگوشه ای از بارگاه می نوازند. مدعوین و درباریان بدستور حاکم با چای و شربت پذیرائی میشوند. همه زنان ده به هر ترتیب که بتوانند خود را به میدان می رسانند و اگر در میدان جائی نیافتند به بام خانه های مشرف به میدان میروند، همه زنان شاد و مسرورند. به جلال و جبروت حاکم یکروزه غبطه می خورند. کف می زنند و شادی میکنند، با صدای بلند شادباش می گویند و کلی کلی میزنند.

میدان یکپارچه سرور و نشاط میشود وقتی رامشگران با اجازه حاکم آهنگ طرب سر میدهند همه دست میزنندو بفرمان حاکم رقص دستجمعی شروع می شود . زنان مسن که رقص چوبی را باستادی میدانند در وسط میدان حاضر میشوند، دست در دست یکدیگر حلقه کرده با آهنگ ملایم رقص چوبی آغاز میشود. این رقص بسیار جالب و در نوع خود بی نظیر است. رقص زنان مسن که باستادی می رقصند زنان دیگر را به پایکوبی وا میدارد و زنان جوان را مشتاق برقص میکند. با اجازه حاکم زنان جوانتر در میان زنان مسن برقص مشغول میشوند. صحنه ای جالب بوجود می آید. وقتی رقص چوبی زنان پایان میگیرد بدستور حاکم رقص دختران شروع میگردد لباس دختران در این رقص متحدالشکل نیست، عده ای لباس گرجی و تعدادی لباس شهری بتن دارند. این گوناگونی لباس در رقص آنقدر بدیع است که زنان دیگر را که ناظر هستند دچار تعجب میکند، این رقص چوبی رقصی است شهری و دهاتی.

این مراسم تا کمی بعد از ظهر ادامه دارد وسپس حاکم به زنان دستور میدهد که مدعوین و زنان ده برای صرف ناهار به منازل خود بروند و بعد از آنکه بارگاه خالی شد دستور مرخصی وزراء و درباریان نیز صادر میگردد و خود با ندیمه های مخصوص و قراولان حاضر بمنزل مراجعت میکند و فقط چند مستحفظ از بارگاه حراست مینمایند.

افوس نام شهری (روستا ) گرجی نشین در منطقه فریدن بزرگ از توابع استان اصفهان و شهرستان بویین میاندشت است. از جمله مراسم و اعیادی که مردم افوس بر پا میکنند بر گذاری جشن محصول یا جشن حکومت زنان است.این جشن مصادف با برداشت محصول است. معمولاْ ۸۰ روز بعد از فروردین بر گذار می گردد.جشن روز مخصوص نداشته و رسم چنان است که در یکی از روزهای اواخر بهار انجمنی از ریش سفیدان و بزرگتر ها وتنی چند از زنان گیس سفید ومسن که سرد وگرم روزگار را چشیده باشند تشکیل میگردد.

وظیفه اصلی این انجمن تعیین روز قطعی برگزاری جشن است.ضمناْ انجمن کمیته ای را که میبایست مقدمات جشن را فراهم کند انتخاب مینمایند. افراد در این کمیته وظیفه ای مخصوص دارند.مهمترین وظیفه این هیئت انتخاب حاکم است . که پس از مشورت وگفتگو ی زیاد از بین زنان ده انتخاب میگردد.این حاکم باید خصوصیاتی داشته باشد.به حسن خلق ونیکو کاری معروف بوده ورشید وبلند قامت باشد.

جذبه وشهامت داشته باشد.آنچه در انتخاب حاکم دخالت زیاد دارد آن است که مابین زنان محبوبیت خاص داشته باشد.خوب حرف بزند و امر و نهی کند و در فرمانش ثابت قدم باشد.کسی که به عنوان حاکم زنان انتخاب می گردد.برای خانواده وهمسرش افتخار بزرگی است.حاکم شدن آرزو همه زنان ده است.بعداز مشخص شدن حاکم ،او رجال دولت واعیان مملکت را انتخاب می کند وجایگاهشان در بارگاه معین می شود.قراولانی نیز برای بارگاه ودروازه ها انتخاب می گردد. با اعلان وتعیین روز جشن شور وشوق عجیبی در مردم پدیدار میگردد. از بستگانشان در دهات مجاور وشهرها دعوت میکنند تا در روز جشن به افوس بیایند.

میدان بزرگ ده چراغانی میشود و دیوار وکف میدان با فرش مفروش میگردد.تخت وبار گاه بر پا میشود و روی تخت به بهترین وجه تزئین میشود . در روز جشن نباید هیچ مردی در ده باشد.بنابر این عصر روز قبل از جشن عده ای از مردان وسائل خواب وخوراک خود را برداشته وراهی سر چشمه میشوند.

بقیه مردان وپسران باید صبح روز جشن از ده خارج شوند وهیچ مردی را حق آن نیست که روز جشن در ده بماند. در این روز اداره ده بدست زنان می افتد وزنان حاکم مطلقند.

با شروع جشن دروازه های ده قرق میشوند.و هیچ مرد یا پسری حق ورود به ده را ندارد. اگر کسی ندانسته وارد شود.قراولان او را به حضور حاکم می اورند. حاکم یا یکی از وزرا با او صحبت می کنند وعلت آمدن اورا جویا می شوند.بسته به نوع جوابی که مرد تازه وارد می دهد اورا می بخشند.یا تنبیه می کنند.در صبح روز جشن زنان بهترین لباس خود را می پوشند ودسته نوازندگان زن در گوشه ای از بارگاه می نوازند.میهمانان ودرباریان به دستور حاکم با چای وشربت پذیرائی میشوند.

همه زنان ده بهر ترتیب که بتوانند خود را به میدان میرسانند واگر در میدان جائی نیافتند. به بام خانه های مشرف به میدان میروند.همه زنان شاد ومسرورند. وبه جلال وجبروت حاکم یک روزه غبطه میخورند.کف میزنند وشادی میکنند.با صدای بلند شاد باش میگویند.وقتی نوازندگان با اجازه حاکم اهنگ طرب سر میدهند همه دست میزنند وبفرمان حاکم رقص دست جمعی شروع میشود.

زنان مسن که رقص چوپی را با استادی میدانند در وسط میدان حاضر میشوند.دست دردست یکدیگر حلقه کرده با اهنگ ملایم رقص چوبی آغاز میشود.این رقص بسیار جالب ودر نوع خود بی نظیر است.رقص زنان مسن که تمام شد با اجازه حاکم زنان جوانتر مشغول به رقصیدن میشوند.وبعد به دستور حاکم رقص دختران شروع میگردد.این مراسم تا کمی بعد از ظهر ادامه دارد وسپس حاکم به زنان دستور میدهد که میهمانان و زنان ده برای صرف ناهار به منازل خود بروند.

و بعد از آنکه بار گاه خالی شد.دستور مرخصی وزرا ودرباریان نیز صادر میگردد. و خود حاکم با ندیمه های مخصوص وقراولان حاضر به منزل مراجعت میکند.

در همین روز در سرچشمه مراسم دیگری برپا است چنانکه قبلاً گفته شد سرچشمه تا ده ۵ کیلومتر فاصله دارد و در دل کوهستان واقع است و آب بصورت آرتزین از زمین می جوشد و در جویبارهای افوس جاری میشود.

مردان به محض ورود به سرچشمه جایگاه مخصوص خانوادگی خود را که اجدادشان در آن جایگاه چنین روزی را میگذرانیده اند آب و جارو کرده و چادرها را نصب می کنند. چادرها از دوختن چهار چادرشب یا بیشتر بهم درست میشود هر چادر معمولاً پنج ستون چوبی دارد که یکی در وسط و بقیه در چهارگوش چادر نصب میشود بطوریکه وقتی چادر کاملاً نصب شد مانند یک چتر زیبا جلوه گر میگردد. وقتی همه چادرها برپا گردید چنان منظره بدیع و جالبی بوجود میآید که انسان بیاد زیباترین پلاژهای سواحل دریا می اندازد.

رنگ گوناگون چادرها و اینکه در دو طرف دره در امتداد سیصد متر در شیب زمین بطور مطبق نصب شده اند، نسیم ملایم و خنک کوهستان که باین چادرها میوزد، مردان دهاتی با شلوار گشاد که داخل این چادرها و در کنار منقل و قوری و سماور لمیده اند، منظره پیران و جوانان و پسر بچه ها که بحکم مراسم از مادرانشان جدا شده اند، چمباتمه زدن عده ای از بچه ها در چادرها، بوی غذا که فضای سرچشمه را در بر گرفته، آنطرف تر صدای جوشش آب از زمین، هیاهوی عده ای از مردم که هنوز بدنبال جای مناسب برای استقرار چادر میگردند، منظره کوهستان پربرف افوس و استخری که در قسمت شمال سرچشمه از انباشته شدن آب بوجود آمده، همه از مناظری است که هر بیننده ای را به تعجب وامیدارد

غذای مردها در سرچشمه از شب پیش اماده شده و در سرچشمه گرم میشود، وقتی کسی از نزدیک چادرها عبور می کند صاحب چادر با کمال خلوص و بدون ریا با صدای گیرا، وی را دعوت به صرف غذا وچای و میوه میکند. بعد از غذا مردان مسن تر با نشستن بدور سماور و منقل و قوری از گذشته های این جشن صحبت می کنند.

مردان جوان و پسر بچه ها از قسمتهای مختلف دره کوهستانی سرچشمه دیدن میکنند و بعضی از آنها برای آوردن برف راه ارتفاعات را در پیش میگیرند.

در سمت شمال غربی سرچشمه در حدود ۲۰ متر بلندتر از کف سرچشمه آثار حوض سنگچین شده به چشم میخورد که در سراسر روز جشن عده ای اطراف آن نشسته و به صحبت مشغولند این حوض که آبی سرد و زلال داشته در نظر مردم حوضی مقدس و متبرک بوده است و در طول زمان معجزاتی از آن به منصه ظهور رسیده است. اعتقاد عمومی بر آنست زمانی که حوض آب داشته همیشه جامی زرین مانند قایق روی آب گردش میکرده، اما این جام بنظر و دید همگان نمی آمده است وفقط افراد خیلی با ایمان و مؤمن آنرا میدیده اند. این افراد حق نداشتند که جام را لمس کنند چه بمحض آنکه اراده گرفتن جام را داشتند جام ناپدید می گردید. این حوض که اکنون هم پرچم سبز رنگی بر دیوار ان به اهتزاز است در نزد افوسیها فوق العاده مقدس میباشد. چه امروزه هم مشکل گشای زن ومرد افوسی است وافوسیان را سخت بر این حوض اعتقاد است. دختران دم بخت با گذاردن عروسکی کوچک در شکافهای سنگی حوض بانتظار شوهر بخت خود را آزمایش می کنند. زنان شوهردار و بدون بچه عروسکی را در گهواره ای کوچک میخوابانند و بکنار حوض می نشینند و با خدای خود راز و نیاز میکنند، سپس سنگی کوچک و صاف را انتخاب نموده بدیوار حوض تکیه میدهند اگر سنگ به بدنه حوض بچسبد مراد آنان حاصل است و در صورت مراجعه به دکتر و دوا درمان سال آینده بقول خودشان صاحب پسر کاکل زری یا دختر گیسو مروارید خواهند بود.

جوانانی که از دیواره شرقی ارتفاعات سرچشمه بالا میروند وقتی چشمشان به آثار دیواره سنگچین شده که توسط اجدادشان که یک متر و نیم عرض دارد سراسر ناحیه ای را دربر میگیرد که میتوان ازآنجا در مقابل مهاجمین دفاع کرد. این دیواره در حدود سال ۱۱۳۸ هجری قمری یعنی ۵/۲ قرن قبل برای مقابله با هجوم افاغــنه ساخته شده و در پس دیوار بوده که جوانان و مردان افوس افغانها را که به دهاتشان حمله کرده بودند شکست دادند.

معروفست که وقتی خبر هجوم دسته ای از افغانها به افوس رسید مردم ده خود را ترک کرده با زن و بچه اثاثیه و اغنام و احشامشان به سرچشمه پناه بردند و در پناه دیوار فوق به دفاع پرداختند، ساخت دیوار طوری است که مهاجم بایستی از یک سربالائی تند خود را به محصورین برساند.

در این صورت حمله به مهاجم آسان بوده و در دفاع را ممکن میسازد. جنگ با دستجات افاغنه ۳ روز بطول می انجامد وقتی که آذوقه محاصره شدگان رو باتمام بوده و شکستشان قطعی، جوانی بلند بالا و رشید سوار بر اسب کبودی ظاهر شده و مردم را در جنگ با افاغنه ترغیب میکند .

این جوان شجاع پیشاپیش افوسیها به نبرد می پردازد، افوسیها بطوری تهییج شده که با شدت وقوت بدون ترس بر دشمن حمله می آورند، افغانها که انتظار چنین حمله ای را نداشته اند. مقاومت نکرده راه فرار در پیش میگیرند. بدین مناسبتها است که سرچشمه نزد افوسیها مقدس و متبرک است.

وقتی جوانان از بازدید قسمتهای مختلف سرچشمه فراغت یافتند درحدود ساعت ۳ بعد از ظهر صدای تکبیر و الله اکبر در کوهستان طنین می افکند . این صدای مؤذن است که مردم را به نماز و دعا دعوت میکند. مردان و پسران با شنیدن صدای مؤذن به سمت غرب چشمه که مکانی رفیع ومسطح است می شتابند، امام جماعت حاضر است و نماز ظهر و عصر برگزار می گردد و سپس امام دست بدعا برداشته دیگران آمین می گویند. صدای دعا در کوهستان طنین می افکند و انعکاس آن دلها را به وجد آورده بخدا نزدیکتر میکند. همه با خلوص نیت دعا می کنند، احساس میشود که در این مکان بخدا نزدیک ترند. نماز و دعا ساعت ۴ بعد از ظهر پایان می پذیرد و سپس مردم با یکدیگر دست می دهند، مراسم سرچشمه از این ساعت به بعد تمام شده و هر کس میخواهد میتواند بار و بنه خود را جمع کرده عازم ده شود. زنان تا دروازه به استقبال مردان می آیند و همراه آنان کوچه های ده را طی می کنند و در پیاده کردن اثاثیه و بار به آنها کمک میکنند. حوالی غروب همه مردان و پسران به خانواده خود ملحق میشوند. زنان از انجام مراسم خود و مردان از رویدادهای سرچشمه برای زنان نقل میکنند، هر طرف با دقت به سخنان طرف دیگر گوش میدهد تا آنچه میشنود در لوح ضمیرش نقش گیرد و برای آینده بتواند جشن را با این خصوصیات اجرا کند.

و بدین ترتیت حکومت حاکم یکروزه به پایان میرسد.

/ 1 نظر / 89 بازدید
کریمی

باسلام جشن و مراسم خیلی جالبی هستش.هنوز هم این مراسم برگزار میشه؟امسال چه تاریخی برگزار میشه؟امکان بازدید برای توریست هم هست؟ خیلی خیلی ممنون میشم اطلاع رسانی کنید